مرتضى مطهرى
66
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يا اصول موضوعه جز يك انحراف و مغالطه بيش نيست . آنچه اينجانب از فحوا و لابلاى كلمات دانشمندان در اين زمينه به دست آورده اين است كه چيزى كه باعث پيدايش تصور تضاد بين فكر توحيد و فكر تكامل شده در درجهء اول همانا شيوع عجيب آن فكر يهودى و آن فكر ديگر منفى است كه ريشهء آن محسوب مىشود . اگر به طور دقيق به كتب تاريخ علوم و يا به كتب زيست شناسى مراجعه كنيم و يا به كتب فلسفى كه به عنوان حمايت از حريم توحيد در رد نظريهء تكامل نوشته شده و يا به عنوان حمايت از مكتب ماترياليسم از آن دفاع شده رجوع كنيم شبح و سايهء آن فكر يهودى را در همه جا مىبينيم . چنين به نظر مىرسد كه فكر « خدا شناسى از طريق منفى » منشأ فكر « رابطهء خلقت با آن » و فكر « رابطهء خلقت با آن » منشأ فكر « تضاد توحيد و تكامل » شده است . البته براى بسيارى از افراد كه با حسن ظنّ بيشترى به فلسفهء اروپايى مىنگرند قطعا قابل تحمل نيست كه اعلام يك انحراف عظيم فكرى را از زبان اين مقاله و نويسندهء اين مقاله كه طبعا در مقابل آنهمه ابّهتها و جلال و عظمتها صداى رسايى ندارد بشنوند و لكنّ الحقّ احقّ ان يتّبع حقيقت و ابّهت و شكوه حقيقت بالاتر و عظيمتر از همهء اينهاست . لازم است خوانندهء محترم را با خود سير داده و به عنوان نمونه جملههايى نقل كنم تا درست دستگير شود كه شبح آن فكر يهودى چگونه در كلمات و افكار كسانى كه وارد اين بحث شدهاند پيداست . نخست بد نيست كه خوانندهء محترم متذكر باشد كه : مدتها بود كه دانشمندان روى اين جهت بحث مىكردهاند كه آيا يك موجود زنده با اعضا و جوارحى كه دارد از اول با همين شكل و همهء اين اعضا در تخم زن و يا در سلول نطفهء مرد موجود است منتها ريز و كوچك ، و بعدها آن اعضا هر يك به فراخور خود رشد و نمو مىكند ؛ و يا آنكه مادهاى كه مبدأ وجود اعضاى يك موجود زنده مىشود ، از اول بسيط و يكنواخت است و بعد آن مادهء يكنواخت و بسيط قسمت قسمت مىشود و به صورت اعضا و جوارح گوناگون درمىآيد ؟ موجب تعجب خواهد بود اگر گفته شود : در عصر جديد - نه در قرون وسطى - قريب دو قرن اكثريت دانشمندان تابع عقيده اول بودهاند . ضمناً بايد متوجه بود كه اين اختلاف نظر كم و بيش همان است كه در گذشته ميان ارسطو و بقراط و پيروان آنها در باب نطفه بوده است . بقراط مىگفت منى از تمام